به یاد تو…

فروردین ۱۹م, ۱۳۸۸

 

آن خورشید پشت ابر، گل زیبای نرگس، که با آمدنش دنیا گلستان می شود را می شناسی؟

آری مولایمان را می گویم….

همان که جمعه ها تازه یادمان می آیداو نیز هست…. همان که عالم و آدم، همه و همه زندگی شان، بلکه همه هستی شان بسته به یک نگاه اوست؛ همه آسمان ها و زمین وابسته به اوست … بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء….

یک عمر تو زخم های مارا بستی   /   هر روز کشیدی بر سر ما دستی

هر جمعه که می رسد زراه  آقاجان /  ما تازه به یادمان می آید، هستی  

بیاییم قول دهیم همیشه یادش در خاطرمان باشد و دست هایمان در تمام ثانیه ها برای آمدنش به دعا بلند و دلهایمان سرشار از انتظار قدم هایش باشد… او که امامان ما آرزوی خدمت به ایشان را داشتند … مهدی فاطمه ….

براستی گل نرگس کیست که همه آرزوی دیدارش را و خدمت به او را دارند؟! بی شک خلاصه هستی است او …

به انتظار آمدنت با چهل عهدی که اکنون به چهار هزار رسیده است، خواهم نشست. بیا که منتظریم …

 

نظرات (۰)

نظرات بسته شده است.