کاش کبوتر بودم…

اردیبهشت ۲م, ۱۳۹۰

چقدر کبوتر اینجاست. واقعاً عجیب است!

اینجا جز خاک چیزی دیگری نمی توان یافت، جز کوهی از غربت.

باور کن بقیع همین جاست…

و این همه غربت در این گوشه دنیا، یک جا جمع شده اند، والا چه دلیل دیگری برای کبوتر که در زمینی خشک منزل گزیند؟

خوشا به حالت خاک

خوش به حال کبوترها

که چه بهتر از ما آدم­ها راز این خاک را فهمیده ­اند و شیداتر از همه به این خاک پاکت تبرک می جویند.

هر روز عاشق تر، هر روز  زائرتر،

راحت تر از همه زیارتنامه می خوانند، درد دل می کنند…

و شما هم……….

کاش من هم  کبوتر بودم…

برچسب: ،،،
ارسال شده در ادبي،تصاوير مذهبي،دلنوشته،سفر دوستي،مناسبت ها | نظرات (۴)

۴ پاسخدر “کاش کبوتر بودم…“

  1. مصطفی نمازیان می‌گوید :

    بنام خدا
    با مطلب جدید تحت عنوان ” عدالت و اعتدال، حلقه مفقوده جریان اقتدارگرای انحصار طلب” به روزم. بررسی علت حملات ناجوانمردانه و غیر انسانی علیه دولتمردان ولایتمدار بر خلاف نظرات صریح مقام معظم رهبری از سوی تشنگان قدرت سال۹۲٫ منتظر بازدید و نظردهی شما. یا علی

  2. kalaghsiah می‌گوید :

    چه حس غربتی به من دست داد
    ایکاش من هم کبوتر بودم…!!!

  3. سفر های دور و دراز می‌گوید :

    کجایی حاجی دلمون واست تنگ شده ؟

  4. سفر های دور و دراز می‌گوید :

    سلام حاجی
    بابا لا اقل وقتی میایی یه نظر خشک و خالی بزار که بدونیم امومدی!

گذاشتن یک پاسخ