بایگانی برای آبان, ۱۳۸۹

مثل اسماعیل… (۳)

آبان ۲۵م, ۱۳۸۹

منا، مشعر عرفات،  صفا و مروه، زمزم…

چقدر عجیب است سرگذشت هاجر و اسماعیل،

و چه زیبا بود داستان امتحان ابراهیم!

کاش ما هم یک ضرب قبول شویم،

مثل ابراهیم،

مثل هاجر،

مثل اسماعیل…

برچسب: ،،
ارسال شده در تصاوير مذهبي،سفر دوستي | نظرات (۰)

برای آشتی آمده‌ام (۲)

آبان ۲۲م, ۱۳۸۹

آمدم، ندیدمت

نشانی از خانه جاودانه ات هم پیدا نمی شد

می دانستم آنجا که می آیم نباید دنبال گمشده ای باشم،

سماجت نکردم چون خودت گفته بودی که هرآنچه در زیارت قبر من است را در قبر دخترم معصومه بجویید

و من که از کنار او می آمدم درد دل هایم را با تو، به همان بانوی کریمه یعنی حضرت معصومه(س) حواله دادم.

برچسب:
ارسال شده در سفر دوستي | نظرات (۱)