بایگانی برای ’ دلنوشته‘ موضوع

برای آشتی آمده‌ام (۱)

شهریور ۲۲م, ۱۳۸۹

باب جبرئیل (اصلی) و باب فاطمه سلام الله علیها

چقدر دلم گرفت از غربت شهری که کوچه نداشت.

کوچه حتما همین حوالی درب خانه ات هست، دری که آن هم  دیگر با دیواری بسته شده بود، مثل باب جبرائیل…

چقدر خانه تو و پدرت به هم نزدیک است، حتما دلت برای پدرت زیاد تنگ میشده،

حتما طاقت دوری اش را نداشته ای… یا او هم.

برازنده و زیباست، چقدر به تو این لقب می آید

ام ابیها…

برچسب: ،،،،
ارسال شده در دلنوشته،سفر دوستي | نظرات (۰)

قافیه شعر خدا

اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۹

دانلود تصویر زمینه «قافیه شعر خدا«

یک عمر انتظار بهارانه بهانه ای بود برای سرودن شعر طلوع خدا، که خورشید آن تویی…

هنوز منتظرم تا تیرگی ابرهای نبودنت با آمدنت روشن شود و آخرین قافیه این آخرین سروده خدا را تمام کند.

من شاعرانه آمدن این قافیه را انتظار می کشم…

برای دانلود تصویر زمینه روی آن کلیک کنید

برچسب: ،
ارسال شده در ادبي،تصاوير مذهبي،دلنوشته | نظرات (۱)