بایگانی برای ’ دوست من، خوبي پيشه كن!‘ موضوع

مُهر اختتامیه بر طرح چهارم

اسفند ۹م, ۱۳۸۹

چهارمین دوره طرح ملی وبلاگ نویسی «بوی سیب» هم طعم شیرین اختتامیه رو چشید و برگزیدگانش رو مهمان کربلا ، مشهد، سوریه و … کرد. این دوره هرچند نسبت به سال های گذشته و بخصوص پارسال بهتر بود اما باز بعضی کاستی‌ها و نقدهای جدی نسبت به شیوه برگزاری آن باقی بود. به همه دوستان زحمت‌کش این طرح خصوصاً دبیر طرح آقای جانجانی و  دوست عزیزم آقا مهدی توکلی خسته نباشید میگم و براشون آرزوی بهترین‌ها رو دارم.

این وبلاگ هم این توفیق رو داشت که در بخش وبلاگ پست‌محور و در موضوع «دوست من خوبی پیشه کن» برگزیده چهارمین دوره این طرح باشه. البته بهترین هدیه این طرح قطعه سنگ متبرک قبر آقا سیدالشهداء (مربوط به سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۸۸)بود که از همه برای من ارزش بیشتری داشت. امید که خداوند در دوره‌های بعدی هم توفیق دهد تا گامی در راه ترویج فرهنگ حماسی عاشورا برداریم.  آمین

:: سایت بوی سیب :: بیانیه هیئت داوران :: آثار برگزیده ::

برچسب: ،،
ارسال شده در دوست من، خوبي پيشه كن!،روزنوشت،وبلاگ | نظرات (۲)

خوشحال می‌شیم امشب تشریف بیارید!

دی ۳م, ۱۳۸۹

گوشی را آرام گذاشت سرجایش.

ـ کی بود؟

ـ زری خانم، برای فردا شب دعوت شدیم. حالا چیکار کنیم؟ بریم یا نه؟

ـ چی بپوشیم؟ اون لباس جدیدم رو که خونه اقدس خانم پوشیدم. لباس نو ندارم.

ـ خب یک بهونه‌ای بیار. بگو آقامون مأموریت رفته؛ یا بگو مادرم رو می‌خوام ببرم دکتر و…

ـ نمی‌شه! زری چند ماه پیش هم دعوت کرد و نرفتیم. زشت میشه اگه این دفعه نریم…

یادش بخیر اون قدیما. وقتی که همه با هم رفت و آمد داشتند و همیشه بساط مهمانی که بر پا می‌شد، کسی نه نمی‌گفت… یاد اون مهمانی‌های با صفای قدیمی‌ها به خیر!

***

شخصی را دیدند که به مهمانی دعوت شده بود. در پاسخ گفت: معذرت می‌خواهم (نمی‌توانم بیایم).

امام حسین(ع)  به او فرمودند: برخیز (و دعوت او را بپذیر) که در دعوت به مهمانی عذرخواهی وجود ندارد. گر روزه نداری بخور و اگر روزه‌ای، مبارک باد بگو (و در حقش دعا کن).

منبع: فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع) / ص ۸۴۶

برچسب: ،،،،
ارسال شده در دوست من، خوبي پيشه كن! | نظرات (۶)

آقای من…

آذر ۲۹م, ۱۳۸۹

یک شاخه گل نرگس در دستانش بود.

روبروی مسجد ایستاده بود و آرام و آهسته زیر لب چیزهایی را می‌گفت و از گوشه چشمش اشک می‌ریخت.

بار اولش بود آمده بود جمکران، تازه اگر اصرار دوستانش نبود معلوم نبود قبول می‌کرد.

از امام زمان(عج) خجالت می‌کشید. آخر عمری را با گناه سپری کرده بود و حالا با این کوله‌بار برود جمکران که امامش را آزرده خاطر کند. نمی‌خواست برود…

*

موقع خداحافظی که شد، دلش گرفته بود، نمی‌خواست برگردد، آمده بود آشتی و حالا تازه متولد شده بود. خیلی دوست داشت آن‌جا می‌ماند و به عنوان خادم افتخاری مسجد به زائران آقا خدمت می‌کرد.

***

از امام حسین(ع) پرسیدند: آیا حضرت مهدی(عج) به دنیا آمده است؟

فرمودند: نه، اما اگر زمان او را درک کنم تمام عمر به او خدمت خواهم کرد.

منبع : فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع) / ص ۷۴۰

برچسب: ،،،،
ارسال شده در دوست من، خوبي پيشه كن! | نظرات (۱)

خواهی نشوی همرنگ، رسوایی جماعت شو!

آذر ۲۰م, ۱۳۸۹

می‌گفت مد روز است. چند شب پیش در ماهواره این مد جدید را دیده و امروز پیدایش کرده بود.

وقتی پوشید، یک جوری شده بود.

از خانه که زد بیرون، همه همان «یک جوری» نگاهش می‌کردند.

شده بود انگشت‌نمای همه. یکی آن‌طوری نگاهش می‌کرد، یکی یواشکی به دوستش چیزی می‌گفت و بعد با هم می‌خندیدند، یکی متلک می‌انداخت و…

بعضی‌ها عشق انگشت‌نما شدن هستند.

نمی­خواهند همرنگ جامعه باشند. همه سختی‌های این کار را هم با جان و دل می‌خرند که «یک جوری» باشند…

***

امام حسین(ع) فرمودند: هر کس لباسی که او را مشهور سازد بپوشد، خداوند در روز قیامت جامه‌ای از آتش بر او بپوشاند.

منبع: فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع) / ص ۸۰۶

برچسب: ،،،،
ارسال شده در دوست من، خوبي پيشه كن! | نظرات (۱)

صورتی های دوست داشتنی…

آذر ۱۶م, ۱۳۸۹

عاشق رنگ صورتی بود، جلد به آن زیبایی هم که داشت، اما برایش سخت بود، واقعاً سخت بود، تازه ۵ تا از آن دفترهای صورتی را هم داشت. درست است که سمیّه فامیل دورشان بود، اما وضعیت مالی خوبی نداشتند. مادرش گفته بود باید یکی از آن دفترها را به سمیّه بدهی… اما نازنین واقعاً برایش سخت بود که از آن دفترهای قشنگ به یکی دیگر ببخشد،‌حتی سمیّه. چقدر دل کندن از آن برایش سخت بود…
***
امام حسین(ع) شکر صدقه می‌دادند.
از او پرسیدند: چرا شکر؟!
فرمودند: من شکر را دوست دارم و خدای سبحان می‌فرمایند: «شما هرگز به نیکی نمی‌رسید مگر از آن‌چه دوست می‌دارید انفاق کنید.»

منبع: فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع) / ص ۷۰۷

برچسب: ،،،،
ارسال شده در دوست من، خوبي پيشه كن! | نظرات (۰)