مهمانی

مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹

دانلود تصویر زمینه ویژه ماه مبارک رمضان...    کلیک کنید...

تو همه را دعوت کردی به سفره بزرگ این ماهت

که گنه کار بخشیده شود

تا  بندگانت حسنه ای را که تا دیروز به زحمت به دست می آوردند، به هربهانه ای حتی نفس کشیدنشان در این ماه به آنها هدیه دهی…

خدایا

تو چقدر مهربانی و من چقدر غافل!

اللهم انّی اسئلک بإسمک یا الله…

رنگ خدا

ارسال شده در تصاوير مذهبي،مناسبت ها | نظرات (۱)

السلام علیک یا خورشید

خرداد ۱۵م, ۱۳۸۹

ای نخست همیشگی یکتا

آفتاب قدیمی‌دنیا

سیب سرخ بهشت پیغمبر

یک سبد یاس بر جمال شما

ابتدایت همیشه نامعلوم

انتهای تو نیز ناپیدا

راستی گر نباشی ای بانو

چه غریب است حرف‌های خدا

خانه‌ات پایتخت این عالم

حجت من حدیث سبز کسا

فاطمه ای فرشته خیرات

بر تو و خاندان تو صلوات

چشم‌هایت ستاره می‌بارد

مثل خورشید روشنی دارند

نور ماه و ستاره و خورشید

چقدر پیش چشم تو تارند

جلوه کردی و از مکان خودت

آمدی و فرشته‌ها دارند …

از بلندای عرش تا مکه

سر راه تو یاس می‌کارند

آمدی و تمام هر چه که  هست

به مقام تو سجده می‌آرند

فاطمه ای فرشته خیرات

بر تو و خاندان تو صلوات

تو فرادا تو فرد تو توحید

تو مساوی سیزده خورشید

تو همان سیب روشنی که ازل

از درخت خدا پیمبر چید

تو رسولی ولی به طرز دگر

مرتضایی ولی به شکل جدید

معجر روشن تو هجده سال

به خودش رنگ آفتاب ندید

شب ندارد مدینه‌ام با تو

السلام علیک یا خورشید

فاطمه ای  فرشته خیرات

بر تو و خاندان تو صلوات

سر تو روی بالش پر بود

جلوه‌ات جلوه‌ای معطر بود

نان تو از بهشت می‌آمد

آب نوشیدنیت کوثر بود

مثل یک گنبد طلایی شهر

پشت بامت پر از کبوتر بود

آمدی و ملائک بالا

عرض تبریکشان به حیدر بود

روز میلاد تو برای رسول

به خداوند «روز مادر» بود

فاطمه ای فرشته خیرات

بر تو و خاندا ن تو صلوات

* علی اکبر لطیفیان

دانلود تصویر زمینه بالا ویژه میلاد حضرت زهرا (س)

ارسال شده در ادبي،تصاوير مذهبي | نظرات (۰)

قافیه شعر خدا

اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۹

دانلود تصویر زمینه «قافیه شعر خدا«

یک عمر انتظار بهارانه بهانه ای بود برای سرودن شعر طلوع خدا، که خورشید آن تویی…

هنوز منتظرم تا تیرگی ابرهای نبودنت با آمدنت روشن شود و آخرین قافیه این آخرین سروده خدا را تمام کند.

من شاعرانه آمدن این قافیه را انتظار می کشم…

برای دانلود تصویر زمینه روی آن کلیک کنید

ارسال شده در ادبي،تصاوير مذهبي،دلنوشته | نظرات (۱)

عاشورا به سبک حسین (ع)

بهمن ۱م, ۱۳۸۸

در بحبوحه جنگ ، وقتی که از زمین و آسمان تیر دشمنی و کینه می بارید و لحظه ای امان نمی داد، وقت زوال که از راه رسید، به قد قامت ایستاد تا بگوید حسین برای نماز می جنگد و تو ای جوان سال ۱۴۳۱ یا نه ای جوان همه سالهای بودن،… اگر برمظلومیت من قطره ای اشک از گوشه چشمانت جاری شد، این قطره اشک تمام پهنه ی آتش و عذابِ گناهانت را خواهد گرفت و آتش بر تو سرد خواهد شد، چنانکه بر ابراهیم خلیل سرد شد. یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا (۱) می دانی چرا آتش بر ابراهیم سرد شد؟ چون ابراهیم می دانست خدا همه را در ابتلا و آزمایش آفرید، ابراهیم و اسماعیل و موسی و عیسی و … حسین را نیز آزمونی بود و آن ابتلا به قومی که سنت پیامبر(ص) را کشتند و نوزادی به نام بدعت را متولد کردند. (۲) آزمون حسین (ع) روز عاشورا در سرزمین کربلا بود. یاران حسین را نیز مبتلا به آزمایش الهی شدند، چنانکه یزید و عمر سعد و لشکریانشان نیز٫ و اکنون تو ای جوان ۱۴۳۱ تو را نیز عاشورایی است و کربلایی. بکوش تا حسینی شوی تا به پهنه تاریخ نامت چون حسینیان جاودانه شود.

 ۱٫ انبیاء / ۶۹
۲٫ بخشی نامه امام حسین به والی بصره (الا و إن السنه قد امیتت و إن البدعة قد احییت)

ارسال شده در ادبي،مناسبت ها | نظرات (۴)

ساقی

دی ۲۱م, ۱۳۸۸

خیلی کوتاه:

داستانک ها برای خودشان دنیایی دارند، بعضی ها با آدم حرف می زنند، بعضی ها چشم غرّه می روند، بعضی راه را نشان می دهند و…

در ادبیات عاشورایی نیز داستانک ها توانسته اند سبکی متفاوت از روایت حوادث و نکته های پیرامون عاشورا را بیان کنند و مخاطب را به سوی نیاز درونی اش که همان فطرت پاک اوست هدایت کند:

آهسته برای خودش روضه عباس رو می خوند و از گوشه چشمش اشک می ریخت…

آب هم که نوشید گفت : سلام بر ساقی تشنه لب

تازه بهوش اومده بود. هر دو دستش رو توی تصادف از دست داده بود…

به امید اینکه روزی در جشنواره های عاشورایی ما بخشی به عنوان داستانک های عاشورایی نیز به عنوان بخشی جداگانه مورد حمایت قرار گیرد.

 

ارسال شده در ادبي | نظرات (۰)