تمنا…

اسفند ۲۲م, ۱۳۹۱

چقدر تو خلق الله را به دردسر انداخته ای!

نمی دانیم کیستی یا چیستی، اما بیشتر به غول می مانی،

همیشه هل من مبارز می طلبی و فعلا یکه تازی می کنی، تنها!

تو را به هر که دوست داری دست از سر مردم بردار، تورم!!!

شما هم برایش دعا کنید تا سر به راه شود…

.

.

.

(گفتیم یک بار هم از یک شخصیت جلیل القدر تمنایی داشته باشیم!!!)

ارسال شده در روزنوشت | نظرات (۲)

حکایت من و تو …

آذر ۱۹م, ۱۳۹۱

چرا این همه اذیت میکنی؟

کی می خوای آدم شی؟
مگه نگفتم این همه دور و بر من نَپِلک!
می خوای آمارت رو بدم ۱۱۰ ؟
عجب جونوری هستی تو…
آخرش از دست کارای تو من دق میکنم!
حیف که دستم بهت نمیرسه، «شیطــــــان»…
.
.
.
.
تو خود حدیث مفصل بخوان از این …..(نقطه ها)…..
اصلاً بی خیال…(آخ؛ بازم که نقطه گذاشتم…)

ارسال شده در ادبي،روزنوشت | نظرات (۲)

غدیر؛ چشمه جوشان محبت

آبان ۱۳م, ۱۳۹۱

بر عید غدیر عید اکبر صلوات
بر چهره ی نورانی حیدر صلوات
بر فاطمه این عید هزاران تبریک
بر یک یک اهل بیت کوثر صلوات
عید سعید غدیر خم مبارک باد

ارسال شده در تصاوير مذهبي،مناسبت ها | نظرات (۱)

اعتراف

مرداد ۸م, ۱۳۹۱

بعد ماه ها اومدم پیشت اعتراف کنم

هر وقت کارم گیره، دلم هم پیشت گیره…

دعا کن همیشه کارم گیر باشه…

ارسال شده در ادبي،دلنوشته | نظرات (۰)

مردی برای همه…

خرداد ۳۱م, ۱۳۹۱

امروز قلب عالم و آدم حرای توست          این کوه نور شاهد حرف خدای توست
مکه دگر برای بزرگیت کوچک است          فریاد کن رسول که دنیا برای توست
اقرأ باسم ربّک یا ایها الرسول           قران بخوان امین که همین آشنای توست
لات و هبل برای تو تعظیم کرده اند        وقتی که قلب سنگی عُزی فدای توست
خورشید و ماه بین دو دست تو دل خوشند       یعنی تمام تکیه عالم عصای توست
بعد از هزار سال دگر می شناسمت        وقتی که جای جای دلم رد پای توست
فریادتان تمام زمین را گرفته است         امروز هر چه می شنوم از صدای توست

محمود ژولیده

شوق وصال

 

ارسال شده در تصاوير مذهبي | نظرات (۰)